فرود آبشار لاتون
لوندویل ، گیلان
نیمرخ ارتفاع
کمترین ۷۷۳ متر بیشترین ۸۵۸ متر مجموع فرود ۹ متر
گزارش برنامه
برنامه فرود از آبشار لاتون
برگزار شده به تاریخ دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴
جنگل هنوز خزان نشده بود ولی اولین بارشهای پاییزی را دریافت کرده بود. به همین خاطر آبشار لاتون رمق دوباره ای یافته بود. از طرفی هنوز گرمای تابستان بر منطقه حاکم بود. و شرایط آب و هوایی آفتابی، صاف و بدون مه و کاملا مناسب برای برنامه ما بود.
صبح ساعت ۸ در اقامتگاهی که در روستای چوبر گرفته بودیم بیدار شدیم و صبحانه خوردیم. بعد از جمع کردم وسایل با ماشین به سمت لوندویل حرکت کردیم. آنجا سوار پاترول اقای ارمان پروردگاری شدیم. برای ۵ نفر رفت و برگشت کرایه مصوب ۳ ملیون تومن بود. ساعت حدود ۱۰ بود و حدود ۱ ساعت راه تا نزدیکی آبشار با پاترول راه بود. مسیر پر پیچ و خم به همراه دو بار عبور از رودخانه و در انتها شیبی تند داشت.
ساعت ۱۱ از پاترول پیاده شدیم و بعد از نیم ساعت پیاده روی روی یک مسیر کفی و نسبتا بدون شیب به کلبه های دم آبشار رسیدیم.
اذوقه ناهار را پشت یک سنگ در آن حوالی به همراه وسایل غیر لازم درون یک کوله پشتی گذاشتیم و پنهان کردیم.
وسایل فنی نظیر طناب و ابزارها و مقدار خوراکی برداشتیم و طبق ترکی که ثبت کردیم با طی حدود ۱۰۰ متر افزایش ارتفاع از پاکوبی نسبتا مشخص و بعد از پیمایش به مدت ۱۵ دقیقه به بالای آبشار رسیدیم.
با توجه به نبود اطلاعات در مورد کارگاه های آبشار لاتون سناریو فرود را به این شکل چیدیم:
سه حلقه طناب ۵۰ متری داشتیم. هرسه طناب را خیس کردیم که هنگام فرود به خاطر سرعت و معلق بودن، ابزار فرود زیاد داغ نکند. سپس هر سه طناب را با گره های مختلف به هم وصل کردیم. طناب ۸ میل که وزن کمتری داشت اخری و بعد طناب ۹ میل و بعد طناب ۱۰ میل. طناب ۹ و ۸ میل برای فرود استفاده میشد و طناب ۱۰ میل به عنوان ریلیز بالا نگه داشته شد که اگر نفرات هنگام عبور از گره روی طناب گیر افتادند امکان ازاد سازی به مقدار ۵۰ متر وجود داشته باشد. گره بین دو طناب ۸ و ۹ میل از نوع هشت سه لا به همراه یک حلقه برای زدن خود حمایت بود. ولی گره بین طناب ۹ و ۱۰ میل از نوع سردست دو سر طناب با ۵۰ سانت قبضه بود.
یک سکوی سنگی مناسب بالای آبشار و در سمت خشک وجود دارد که روی آن یک گارگاه تک نقطه و یک زنجیر با سه حلقه وجود داشت. بالای سکو نیز چند نقطه منفصل و یک حلقه متصل با زنجیر به صورت دو نقطه وجود داشت.
از بالای سکو با یک طنابچه حلقه پایین سکو که برای طنابریزی و ریلیز مناسب بود را به حلقه زنجیر بالای سکو متصل کردم و خود و علیرضا روی سکو مستقر شدیم. یک کارابین به زنجیر سه حلقه ای زدم و طناب ریزی به صورت مانتر میول روی آن کارابین انجام شد.
قرار شد علیرضا که تجربه بیشتری داشت و نفر حرفه ای گروه بود به عنوان نفر اول با کمک وی تی پروسیک فرود برود. علیرضا وقتی به گره وسط دو حلقه می رسید باید ویتی را رها می کرد تا قفل شود و سپس ابزارش را باز می کرد و زیر گره می بست اما چون دیر این کار را انجام داد ابزارش به گره رسید و گیر کرد. او با کمک کرول و یومار خودش را بالا کشید و ابزار فرودش را باز کرد و زیر گره بست و فرود را کامل کرد و به پایین رسید.
نفر دوم محسن که تجربه ی کمتری داشت با کمک ویتی فرود رفت. و دقیقا به همان مساله دچار شد و ابزارش داخل گره گیر کرد زیرا دیر ویتی را رها کرده بود. و به دلیل کم تجربگی در کار با کرول و یومار ناچار شدم از بالا ریلیز انجام دهم و چون سرعت کار مهم بود ناچار شدم گره سردست بین دو طناب را از داخل کارابین رد کنم و محسن را ریلز کنم. روش بهتر با کمک ویتی است که دیگر گره وارد کاربین نمی شود. اما اینجا از آن صرف نظر کردیم.
نفر سوم آیسان بود که تابه حال تجربه فرود نداشت بنابرین یک هارنس غار نوردی پوشید. کل طناب را بالا کشیدیم و با یک گره هشت ته طناب را به خودش وصل کرد و سپس با گره حمایت و یک ویتی روی طناب ریلیز شد. تا اینکه به گره وسط طناب رسیدم. ویتی را باز کردم و ریلیز را ادامه دادم تا به پایین رسید و علیرضا تحویلش گرفت زیرا قسمت اخر فرود روی لبه های سنگی بود و نیاز به کمک وجود داشت.
من نفر آخر بودم و بدون ویتی فرود رفتم. در یک دستم مونوپاد داشتم که اصلا توصیه نمی شود.خطر ناک بود چرا که فرود طولانی و دست راست خسته میشد از طرفی به خاطر ابزار هشت شاخک دار تاب می خورد و چرخشی که ایجاد می کرد موجب سرگیجه شدیدی میشد. در نزدیکی گره ابزار را با یک دست قفل گرفتم و شانس اوردم که طناب کافی برای قفل کردن وجود داشت. سپس مونو پاد را جمع و داخل کوله گذاشتم و بعد با کمک کرول و یومار و چند بار فرود با کرول به گره نزدیک و بعد از اینکه ابزار فرود را زیر گره بستک از آن عبور کردم. به واسطه ارتفاع و طول ۱۰۰ متری طناب این کار اصلا ساده نبود زیرا طناب کشسانی داشت و مثل یویو بالا و پایین می شدی. به هر حال فرود انجام شد.
دکتر که بالای ابشار منتظر سوت ما بود. طناب ها را از کارگاه باز کرد و به همراه دو عدد سایش گیر که بالا استفاده شده بود به پایین انداخت و من و علیرضا طناب ها را جمع کردیم.
ساعت حدود ۴ عصر بود ناهار کنسروی و برنج را اماده کردیم و دیدیم اقای پروردگاری به دنبالمان آمده. حدود ساعت ۵ در گرگ و میش دم غروب و مهی که در حال بالا امدن روی کوه بود سوار پاترول شدیم و یک ساعت بعد به ماشین رسیدم.
نکته پایانی در مورد طناب ریزی:
کاری که ما انجام دادیم با اصول طناب ریزی قابل بازیابی دره نوردی مطابقت نداشت و نیاز بود یک نفر بالای کارگاه بماند و طناب را بازیابی کند.
اما بعدا با بررسی فیلم ها متوجه شدیم در ارتفاع ۵۰ متری و دقیقا در نیمه راه یک کارگاه ریبلی دو نقطه حلقه زنجیر سنگنوردی به صورت معلق روی دیواره وجود داشته که ما هنگام فرود متوجه آن نشدیم و قبلا هم با وجود پرس و جو کسی به ما اطلاعاتی راجع به آن نداد. بنابرین امکان طناب ریزی قابل بازیابی به کمک سه حلقه طناب و انجام ریبلی بلند معلق وجود دارد. به هر حال احداث این کارگاه کار فوق العاده سختی بوده زیرا چند متری از راستای طناب فاصله داشت و باید با تاب دادن خودمان را به آن برسانیم و خدا می داند نفری اولی که کار بولتینگ آنرا انجام داده چطور آنرا محقق کرده است.
سرپرست: حمیدرضا نوحی
کمک سرپرست: علیرضا سیار
پیمایشگران : محسن رفیعی و آیسان شفیعی
نفر پشتیبان: دکتر حسین پورنبی
شماره اقای پروردگاری جهت پاترول
09111851127
تصاویر ۹
نظرها ۰
هنوز نظری برای این مسیر ثبت نشده است.